صفحه ها
دسته
وبلاگ هاي مذهبي
لینک های مذهبی
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 427783
تعداد نوشته ها : 744
تعداد نظرات : 84
Rss
طراح قالب
GraphistThem253
 تسلیم به قضای الهی
حاج آقا شالچی می فرمودند :
روزی همراه مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی قدم می زدیم که ایشان در جایی نشستند و مشغول خواندن چیزی شدند.

ما احساس کردیم ایشان مشغول فاتحه خوانی هستند و در عین حال قبری را هم آنجا نیافتیم! از ایشان سؤال کردیم: آیا قبر بزرگی در اینجاست که مشخص نیست و ما نمی دانیم؟

ایشان با لبخندی گذشتند. ما فهمیدیم که ایشان مایل به جواب گفتن نیستند. پس از این ماجرا، هفته بعد فرزند ایشان فوت کرد و در همانجا دفن گردید و معلوم شد که مرحوم ملکی خبر این حادثه را از قبل می دانستند!
منبع قائم نیوز
شنبه دوازدهم 10 1388
 آثار نماز نخواندن
خشم خداى متعال:

1 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : هر کس نمازى را نخواند، خداوند را مى بیند که بر او خشمناک است.
تباه شدن عمل:

2 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : هر کس نماز را از روى قصد ترک کند، خداوند عملش را تباه مى کند.

3 ـ زراره: از امام صادق درباره این گفته خداى جلّ جلاله پرسیدم : «هر کس به (ارکان) ایمان کفر ورزد، بى گمان عملش تباه است» ، فرمود: ترک کردن کارى که بدان اقرار دارد که از آن جمله، ترک نماز بى هیچ بیمارى و گرفتارى است.


کفر

4 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله : هرکس نماز را عمداً ترک کند، آشکارا کفر ورزیده است.

5 ـ پیمان میان ما و آنان، نماز است . پس هر کس آن را ترک کند ، کافر شده است.

6 ـ کسى که نماز نمى گزارد، دین ندارد.

7 ـ کسى که نماز نمى گزارد، بهره اى از دین ندارد.

8 ـ (مرز) میان کفر و ایمان ، جز ترک نماز نیست.

9 ـ (مرز) میان بنده و کفر، ترک نماز است.

10 ـ هرکس نماز را ترک کند و به پاداش آن امید نورزد و از عذابش نهراسد، اهمیت نمى دهم که یهودى، مسیحى و یا مجوس بمیرد.

11 ـ میان مسلمان و کفر ، جز این نیست که نماز واجب را از روى قصد ترک کند و یا به جهت سبک شمردن آن را نخواند.

12 ـ امام صادق علیه السّلام : مردى نزد پیامبر آمد و گفت: اى پیامبر خدا، مرا سفارش کن. فرمود: نماز را از روى قصد وامگذار که هر کس آن را از روى قصد ترک کند، دین اسلام از او وا رهیده است. (مسلمان نیست).

13 ـ پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله ـ در سفارش به معاد ـ : هرگز نماز واجب را از روى قصد ترک مکن ، که هر کس نماز واجب را از روى قصد ترک کند، خداوند تعهدى دربرابر او ندارد.

14 ـ امام صادق علیه السّلام ـ به کسى که از گناهان بزرگ پرسیده بود ـ فرمود: ترک کردن نماز از روى قصد یا هر آنچه خداى جلّ جلاله واجب کرده است؛ زیرا پیامبرخدا صلّى الله علیه و آله فرمود: هر کس نماز را از روى قصد ترک کند ، از پیمان خداوند جلّ جلاله و پیمان پیامبرش ، بیرون رفته است.

15 ـ امام علىّ علیه السّلام : تفاوت میان مؤمن و کافر، نماز است . پس هر کس آن را ترک کند و ادعاى ایمان کند، عملش او را تکذیب مى کند و گواهى از خودش بر خود اوست.

16 ـ امام صادق علیه السّلام ـ در پاسخ به این پرسش : چگونه زناکار را کافر نمى نامید و ترک کننده نماز را کافر مى نامید و دلیل آن چیست؟ ـ فرمود: چون زناکار و مانند آن، به جهت غلبه شهوت آن را انجام مى دهد و ترک کننده نماز فقط از روى سبک شمردن ، آن را ترک مى کند.
منبع قائم نیوز
دسته ها : حکمت
شنبه دوازدهم 10 1388

آن سخنگویی که در حضور تو نام دیگری را به زشتی به زبان آورد، بدان که تو نیز دومی آن شخص خواهی بود.
«شیخ بهایی»

دسته ها : حکمت
سه شنبه پنجم 8 1388

هیچ چیز مثل عمل به احکام برای ترقی و تعالی بشر مؤثر نیست.
«شیخ رجبعلی خیاط»

دسته ها : حکمت
شنبه هفتم 6 1388

آن چنان زندگی کن که وقتی مردی از تو یاد کنند و وقتی زنده هستی مردم بخواهند با تو ارتباط داشته باشند.
                                                 
«حضرت علی (ع)»

منبع: www.noorihamedani.com

چهارشنبه بیست و یکم 5 1388

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مؤمن هر گاه ضعف پیری بر او چیره شود خداوند متعال به فرشتة‌ مأمور نگارش اعمال فرمان می‌دهد پاداش اعمالی که در حال نشاط و شور جوانی انجام می‌داده و اکنون قادر بر آنها نیست برای او بنویسد... از این روایت برمی‌آید خداوند از کردار جوانی جوانان جهت پیری ملاک و انگاره می‌گیرد و ارزش عبادت جوانی و جوانان را ملاک و معیار قرار می‌دهد، نه عبادت دوران پیری را...

منبع:www.esra.ir

دسته ها : حکمت
شنبه دهم 5 1388

شاگرد بزاز
جوانک شاگرد بزاز، بی خبر بود که چه دامی در راهش گسترده شده. او نمی‏دانست این زن زیبا و متشخص که به بهانه خرید پارچه به مغازه آن ها رفت و آمد می‏کند، عاشق دلباخته او است، و در قلبش طوفانی از عشق و هوس و تمنا بر پاست. یک روز همان زن به در مغازه آمد و دستور داد مقدار زیادی جنس بزازی‏ جدا کردند، آن گاه به عذر این که قادر به حمل اینها نیستم، به علاوه پول‏ همراه ندارم، گفت: 'پارچه‏ها را بدهید این جوان بیاورد، و در خانه‏ به من تحویل دهد و پول بگیرد'.
مقدمات کار قبلا از طرف زن فراهم شده بود، خانه از اغیار خالی بود، جز چند کنیز اهل سر، کسی در خانه نبود.
«محمد بن سیرین» که عنفوان جوانی را طی می‏کرد و از زیبایی بی بهره نبود، پارچه‏ها را به دوش گرفت و همراه آن زن آمد. تا به درون خانه داخل شد در از پشت بسته شد. ابن سیرین به داخل اطاقی مجلل راهنمایی گشت. او منتظر بود که خانم هر چه زودتر بیاید، جنس را تحویل بگیرد و پول را بپردازد. انتظار به طول انجامید. پس از مدتی پرده بالا رفت. خانم در حالی که خود را هفت قلم آرایش کرده بود، با هزار عشوه پا به درون اتاق‏ گذاشت. ابن سیرین در یک لحظه کوتاه فهمید که دامی برایش گسترده شده‏ خواهش کرد، فایده نبخشید. گفت: چاره‏ای نیست باید کام مرا بر آوری. و همین که دید ابن سیرین در عقیده خود پا فشاری می‏کند، او را تهدید کرد، گفت: 'اگر به عشق من احترام نگذاری و مرا کامیاب نسازی، الان فریاد می‏کشم و می‏گویم این جوان نسبت به من قصد سوء دارد. آن گاه معلوم است که‏ چه بر سر تو خواهد آمد'. موی بر بدن ابن سیرین راست شد. از طرفی ایمان و عقیده و تقوا به او فرمان می‏داد که پاک دامنی خود را حفظ کن. از طرف دیگر سر باز زدن از تمنای آن زن به قیمت جان و آبرو و همه چیزش تمام می‏شد. چاره‏ای جز اظهار تسلیم ندید. اما فکری مثل برق از خاطرش گذشت. فکر کرد یک راه‏ باقی است، کاری کنم که عشق این زن تبدیل به نفرت شود و خودش از من‏ دست بردارد. اگر بخواهم دامن تقوا را از آلودگی حفظ کنم، باید یک‏ لحظه آلودگی ظاهر را تحمل کنم. به بهانه قضاء حاجت، از اتاق بیرون‏ رفت، با وضع و لباس آلوده برگشت. و به طرف زن آمد. تا چشم آن زن به او افتاد، روی درهم کشید و فورا او را از منزل خارج کرد.

منبع:www.noorihamedani.com

 

دسته ها : حکمت
پنج شنبه هشتم 5 1388

آفت دانش بکار نبستن آن و آفت کار دلبستگی نداشتن به آن است.
«امیرالمؤمنین علی(ع)»

 

منبع:www.noorihamedani.com

 

دسته ها : حکمت
پنج شنبه هشتم 5 1388

در محضر آیت الله العظمی جوادی آملی

1. باید حواس پنج‌گانه ظاهری را کنترل کرد؛ یعنی انسان به هر جا ننگرد و به هر سخنی گوش ندهد و غذای طاهر بخورد و دست و پا و سایر اعضا را در مسیر صحیح به کار گیرد و.... خلاصه آن‌که ورود اشیای خارج از کانال‌های پنج‌گانه به درون، و صدور اشیای درون از مسیرهای مزبور، باید کاملا ً مضبوط و حلال و سنجیده باشد.
2. باید قلب و دل را از غیر خدا پالایش و آزاد کرد و فقط در قید و بند خدا قرار داد. انسان باید دل را حرم خداوند بداند و بنا به سرودهٴ‌ عارف رومی:
اگر جز تو سـری دارم، ســزاوار سـرِ دارم
و گر جز دامنت گیرم، بریده باد این دستم(1)
3. باید به مقدار لازم با خدای واحد خلوت کرد و از کثرت فارغ شد؛ به ویژه شب‌ها انسان برای خویش باشد و راز و نیازی داشته، به فکر کار روزانهٴ‌ دنیایی نباشد و به دیگر سخن، از راه نوافل به خدا تقرّب جوید که این بهترین راه تقرّب است.
پویندگان این راه بسیارند؛ مانند حارثة بن مالک. او از این طریق به جایی رسید که گویا بهشت و دوزخ و دوزخیان و بهشتیان و نعمت و عذاب آنان و... را مشاهده می‌کرد و شهود خود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرضه داشت؛ یعنی کشف و شهود خویش را به میزان ـ که همان کشف تامّ معصوم است ـ عرضه کرد و پیامبر کشف او را صحیح دانست و فرمود: این بنده‌ای است که خداوند قلب او را به نور ایمان نورانی کرده است. (ای حارثه) بینا گشتی و چشم بصیرتت باز شد، پس مواظب حال خود باش و بر این راه استوار بمان.
سپس حارثة بن مالک از پیامبر خواست که دعا بفرماید تا شهادتِ در جوار پیامبر نصیبش شود و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دعا فرمود که خدا شهادت را روزی حارثه کند: عبدٌ نوّر اللّه قلبه بالإیمان، أبصرتَ فأثبت فقال: یارسول اللّه: أُدع اللّه لى أن یرزقنى الشهادة معک، فقال: اللّهم ارزق حارثة الشهادة (2). از این‌رو، حارثه دهمین نفر بود که در پیکار موته، همراه جعفر بن اَبی طالب به درجهٴ‌ رفیع شهادت نایل آمد.
گفتنی است که امضای مشهود حارثه و تصدیق شهود آن از طرف رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به معنای عصمت حارثه نیست؛ بلکه به معنای عرضه کردن حارثه، مشهود خود را بر میزان صحیح، و امضای آن میزانْ این مشهود خاص را است؛ یعنی ممکن است، همین حارثه در شهود دیگر به خطا برود. لذا، در همهٴ‌ احوال، نیازمند به عرض بر میزان وحی است.
امام، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) نیز بر این نکته تأکید دارد که مؤمنان و پارسایان، کسانی‌اند که یقین و باورشان به بهشت، مانند یقین و باور کسی است که آن را دیده است که چگونه اهل بهشت در آن به خوشی به سر می‌برند، و نیز ایمانشان به آتش دوزخ، همچون ایمان کسی است که آن را دیده است که اهل آن چگونه در آن به عذاب گرفتارند: فهم و الجنّة کمن قد رآها، فهم فیها منعّمون، و هم و النار کمن قد رآها فهم فیها معذّبون (3).
4. باید با برهان عقلی همگام شد. ایمان به خدا و پیامبری که با برهان شناخته نشود و اعتقادی که بر اساس دلیل و برهان نباشد، کارآمد نیست. یاران ظاهری حضرت موسی (علیه‌السلام) با دیدن معجزه به او گرویدند و با شنیدن صدای گوسالهٴ‌ سامری، گوساله پرست شدند؛ چون در کارشان بینش و برهان نبود؛ برخلاف آنچه از ساحران فرعونی مأثور است و قرآن کریم به شکوه و فرازمندی به جریان ایمان آوردن آن مجاهدان نستوه پرداخت و سخن حکیمانه و عارفانه و والهانهٴ‌ فاقض ما أنت قاضٍ إنما تقضی هذه الحیوة الدنیا(4) را از آنان در کمال صلابت و سداد نقل کرد.
از این‌رو، امام، علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) می‌فرماید: خداوند را به خود خداوند (اسما و صفاتش) و پیامبر را به رسالت و پیامبری، و اولو الامر را به امر به معروف و عدل و احسان بشناسید: إعرفوا اللّه باللّه و الرسول بالرسالة و أولى الأمر بالأمر بالمعروف و العدل و الإحسان(5).
این درایت و بینش صحیح و استدلال قوی، در سخن منصور بن حازم دیده می‌شود. او می‌گوید: به امام صادق (علیه‌السلام) عرض کردم که با گروهی مناظره داشتم و به آنان گفتم که خداوندِ جلیل، اجلّ از آن است که به واسطهٴ‌ مخلوقاتش شناخته شود، بلکه بندگانش به وسیلهٴ‌ خدا شناخته می‌شوند. آن حضرت (علیه‌السلام) ـ به عنوان تصدیق و ترغیب به چنین روشی ـ فرمود که خدایت رحمت کند: قلت لإبى عبداللّه (علیه‌السلام) إنّى ناظرتُ قوماً فقلتُ لهم: إنّ اللّه جلّ جلاله أجلّ و أعزّ و أکرم من أن یُعرف بخلقه، بل العباد یعرفون باللّه. فقال (علیه‌السلام): رحمک اللّه(6).
دانشمندان، این‌گونه استدلال را برهان حقیقی می‌دانند؛ یعنی انسان خداوند را به خود خداوند می‌شناسد و سپس به وسیلهٴ‌ او ـ که علّت ایجاد مخلوقات و ممکنات است ـ بر وجود و پیدایی اشیا و بندگان و سایر موجودات استدلال می‌کند؛ نه این که به واسطهٴ‌ اشیا استدلال شود که خدایی هست.
بر این پایه، برخی معتقدند که واژهٴ‌ برهان جز بر برهان لِمّی زیبنده و حقیقت نمی‌باشد و استدلال از راه دیگر را دلیل اِنّی می‌خوانند؛ البته اِنّی نیز دو قسم دارد که تفصیل و تمایز این دو از هم، و امتیاز یکی بر دیگری در فنّ برهان منطق آمده است.
به هر روی، دیدگاهی که منصور بن حازم در مسأله شناخت ارایه داد، از بهترین راه‌کارهای استدلال است و چنین انسانی مصداق این سخن امام علی (علیه‌السلام) است: و برق له لامع کثیر البرق، فأبان له الطّریق و سلک به السبیل (7)؛ وقتی عقل انسان، زنده شودْ برق درخشنده و پاینده، راه را به او می‌نماید و چنان او را راه می‌برد که به سرای جاودان برساند.
1.دیوان شمس تبریزی.
2. اصول کافی، ج 2، ص 54.
3. نهج البلاغة، خطبهٴ‌ 193.
4. سورهٴ‌ طه، آیهٴ‌ 72.
5. اصول کافی، ج 1، ص 85.
6. همان، ص 86.
7. نهج البلاغة، خطبهٴ‌ 220.
وحی و نبوت، ص 104-107
منبع:www.esra.ir

دوشنبه پنجم 5 1388

اگر می خواهی مردمان تو را دوست داشته باشند، در معامله ستم مکن، دروغ مگو و به زبان خود کسی را مرنجان.
                                                    
«بوعلی سینا»

منبع:پایگاه اطلاع رسانی آیت الله العظمی نوری همدانی

دسته ها : حکمت
يکشنبه چهارم 5 1388
X